وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم. اي کاش مي تونستي نجاتم دهي
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد
دریافت حقیقت اسان است اما شنیدن، درک، و قبول آن مشکل است به همین علت انسانها از یکدیگر فراری اند
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم
عاشقي والاست تنها حرف نيست محتوا عشق است، حرف ظرف نيست عشق تنها عشق باقي هيچ نيست هر که جز اين گفت تنها مدعي است
male 100sale pishe:D:D,goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?............goftam: khamusham salha.........gofti: to faryadi magar?.....goftam: ke in offo bekhun.......gofty: ke allafam magar?
اگه برف مي دونست کره خاکي و آدماش اينقدر کثيفند, هنگام فرود اومدن لباس سفيد نمي پوشيد.
چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني
هميشه توي اين باور بودم كه تا آخر، آخرش تا جايي كه زندگي براي من و تو به پايان برسه، با هم هستيم.آره نازنين بد جوري به خندهات و به نگاهاتو به صدات عادت كرده بودم. ديگه شده بود عادت هميشگي كنار لبه باز پنجره چشم انتظار اومدنت بنشينم و از دور برات دست تكون بدم. تقسير تو بود، آره تو...؟ چون هميشه تو چشات برق شادي اميدي موج مي زد. هميشه نگاهات من و از نگروني در مي آورد و به من مي گفت، نازنين هستم تا آخرش تو مال منيو كنار هم ... ولي كو ... كو ...؟ اون همه لطف و صداقت كو او
وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم. اي کاش مي تونستي نجاتم دهي
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد
دریافت حقیقت اسان است اما شنیدن، درک، و قبول آن مشکل است به همین علت انسانها از یکدیگر فراری اند
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم
عاشقي والاست تنها حرف نيست محتوا عشق است، حرف ظرف نيست عشق تنها عشق باقي هيچ نيست هر که جز اين گفت تنها مدعي است
male 100sale pishe:D:D,goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?............goftam: khamusham salha.........gofti: to faryadi magar?.....goftam: ke in offo bekhun.......gofty: ke allafam magar?
اگه برف مي دونست کره خاکي و آدماش اينقدر کثيفند, هنگام فرود اومدن لباس سفيد نمي پوشيد.
چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني
