تبليغاتX
تنهایی
 هميشه توي اين باور بودم كه تا آخر، آخرش تا جايي كه زندگي براي من و تو به پايان برسه، با هم هستيم.آره نازنين بد جوري به خندهات و به نگاهاتو به صدات عادت كرده بودم. ديگه شده بود عادت هميشگي كنار لبه باز پنجره چشم انتظار اومدنت بنشينم و از دور برات دست تكون بدم. تقسير تو بود، آره تو...؟ چون هميشه تو چشات برق شادي اميدي موج مي زد. هميشه نگاهات من و از نگروني در مي آورد و به من مي گفت، نازنين هستم تا آخرش تو مال منيو كنار هم ... ولي كو ... كو ...؟ اون همه لطف و صداقت كو او

 وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم. اي کاش مي تونستي نجاتم دهي

 خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است

 فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد

دریافت حقیقت اسان است اما شنیدن، درک، و قبول آن مشکل است به همین علت انسانها از یکدیگر فراری اند

 ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

  عاشقي والاست تنها حرف نيست محتوا عشق است، حرف ظرف نيست عشق تنها عشق باقي هيچ نيست هر که جز اين گفت تنها مدعي است

male 100sale pishe:D:D,goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?............goftam: khamusham salha.........gofti: to faryadi magar?.....goftam: ke in offo bekhun.......gofty: ke allafam magar?

 

اگه برف مي دونست کره خاکي و آدماش اينقدر کثيفند, هنگام فرود اومدن لباس سفيد نمي پوشيد.

 

 چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني

 هميشه توي اين باور بودم كه تا آخر، آخرش تا جايي كه زندگي براي من و تو به پايان برسه، با هم هستيم.آره نازنين بد جوري به خندهات و به نگاهاتو به صدات عادت كرده بودم. ديگه شده بود عادت هميشگي كنار لبه باز پنجره چشم انتظار اومدنت بنشينم و از دور برات دست تكون بدم. تقسير تو بود، آره تو...؟ چون هميشه تو چشات برق شادي اميدي موج مي زد. هميشه نگاهات من و از نگروني در مي آورد و به من مي گفت، نازنين هستم تا آخرش تو مال منيو كنار هم ... ولي كو ... كو ...؟ اون همه لطف و صداقت كو او

 وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم. اي کاش مي تونستي نجاتم دهي

 خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است

 فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد

دریافت حقیقت اسان است اما شنیدن، درک، و قبول آن مشکل است به همین علت انسانها از یکدیگر فراری اند

 ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

  عاشقي والاست تنها حرف نيست محتوا عشق است، حرف ظرف نيست عشق تنها عشق باقي هيچ نيست هر که جز اين گفت تنها مدعي است

male 100sale pishe:D:D,goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?............goftam: khamusham salha.........gofti: to faryadi magar?.....goftam: ke in offo bekhun.......gofty: ke allafam magar?

 

اگه برف مي دونست کره خاکي و آدماش اينقدر کثيفند, هنگام فرود اومدن لباس سفيد نمي پوشيد.

 

 چارلي چاپلين: در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني

 

+ نوشته شده توسط me در 86/03/29 و ساعت 18:40 |

شهر هرت

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه ب َ دَ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيقی حرام است حرام

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جایی است که دوستان جدید قابل اعتماد تر از دوستان قدیمی هستند.

شهر هرت جایی که هر کی بیشت چابلوسی کند صادق تر است.

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي        

                             خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست

+ نوشته شده توسط me در 86/03/29 و ساعت 17:57 |

زندگی 3چیز بیشتر نیست:

1. به اجبار به دنیا آمدن!

2. با غم زیستن! 

3. با آرزو مردن!

 

نگو...

نگو بار گران بودیم و رفتیم... نگو نا مهربان بودیم و رفتیم...

نگو اینها دلیل محکمی نیست... بگو با دیگران بودیم و رفتیم

 

مکتب عشق

گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!!

 

 

وقتی تو رو از دست دادم، اشکی نریختم! چون تموم اشکهام رو برای بدست آوردنت ریخته بودم

 

زندگی 3 چیز است:

اشکی که خشک میشود........ لبخندی که محو میشود..........و یادی که در عالم فراموشی می ماند

 

از خدا پرسیدم چی دوست داری ؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت:صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت

 

عشق نيرو مي‌دهد ، عشق زندگي مي‌دهد، عشق شهامت و قدرت مي‌بخشد. عشق بزرگ‌ترين وديعه‌اي است که خدوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگي هم نبود . کسي که عاشق مي‌شود بايد خود را براي پرداخت بهاي آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامي در پي دارد، غم و سردرگمي هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شيريني است و چه گوارا به‌کام دل عاشق مي‌ريزد حتي اگر دل عاشق را بشکند. زيرا هر چيز شکسته‌اش بي‌خريدار است، مگر دل که شکسته‌اش قيمتي‌تر است و خدايش دوست‌تر دارد

 

خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است

چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است

 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد

كسي كه دوست داري رهايش كن اگر عاشقت باشد بر ميگردد اگر بر نگشت بدان او هرگز تو را دوست نداشته است

 

چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون

 Albert Camus : " Tarjih midaham tori zendegi konam ke gooei khoda hast va vaghti mordam beFahmam ke nist, tA inke tori zendegi konam ke engaar khoda nist va vaghti mordam beFahmam ke Hast\

 

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

 

 عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن.

 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

 

 

 حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم مي چرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي و عشق يعني اين !!!! اما خدا وکيلي عجب الگوييه براي کساييه که ميخوان معني عشق واقعي رو بدونن

 

 مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم

 

چقدر سخت است كه گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي:گل من باغچه نو مبارك

 

زندگی گر خوش گذرد عمر نوح کم است گر خوش نگذرد نیم نفسی بسیار است

 

 نامهربانان بدانند.... محبت کوچکترين پاداش عاشق است وعاشق خريدار محبت است نه گداي محبت.... نامهربانان بدانند.... محبت کوچکترين پاداش عاشق است وعاشق خريدار محبت است نه گداي محبت..

 

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است.

+ نوشته شده توسط me در 86/03/27 و ساعت 8:28 |


Powered By
BLOGFA.COM