تبليغاتX
تنهایی
هرگزبراي عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشي گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند

سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد هر رفتني براي رسيدن نيست اما براي رسيدن راهي جز رفتن نيست

 

عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره ، تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه ، تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده ، تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد ، وتا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه

+ نوشته شده توسط me در 86/04/30 و ساعت 10:14 |

چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه هاي بي کسي به قصر سپيد عشق هدايتم کردي ؟ چگونه فراموشت کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم! برايم تمامي اسمها بيگانه شدند و تمامي خاطرات مردند! دلت را به من بده فکرت را به من بده سرت را روي شانه هايم بگذار مي خوام بهت اطمينان بدم تا آخر راه باهاتم تنهات نمي ذارم قول مي دم(

 

دو خط موازي هيچ گاه به هم نمي رسند مگر اينکه يکي از آنها به خاطر ديگري خود را بشکن

 

میخوام برات قصه بگم یه قصه ی عاشقونه از حرفایی که تو دل میمونه میخوام برات بگم از بی کسی از غصه و دل واپسی از روزای تنهایی جدایی و بی وفایی میخوام برات حرف بزنم بگم که تنها ترین منم بگم که بی تو میمیرم کاش بدونی من اسیرم میخوام برات بگم که این روزا این روزای بی انتها شدم شبگرد کوچه ها نه راه دارم نه مقصدی میترسم از این آدما این آدمای بی حیا تنها پناه من تویی تیکه گاه من تویی اگر که بارون میادش خیسه همیشه باغچه دلم تنها امید

 

 

شبـــــــــي غم با دل من گفتــگو کرد ...مــرا با چشـمهـايت روبــــرو کرد.. دلم مي گفت :«هرگز عاشقت نيست» ولي دست دلم را گريه رو کرد

 

بزار دستات رو بگيرم دم اخر راحت بميرم قسمت من نبود که با تو توي تنهايي بميرم

 

 

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

 

+ نوشته شده توسط me در 86/04/27 و ساعت 21:48 |
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست
+ نوشته شده توسط me در 86/04/24 و ساعت 18:46 |
سکوتم را به باران هديه کردم تمامه زندگي را گريه کردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

 

دوستت ندارم به اندازه اقيانوس، چون يه روز تموم مي شه. دوستت ندارم به اندازه خورشيد، چون غروب مي كنه. دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمي شه!

 

هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي شهر دوم : ديدار و آشنايي شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي شهر پنجم : بي وفايي شهر ششم : دوري و بي اعتنايي شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي

 

 تمام برگ هاي دفترم پر ميشود امشب از اين شعري که مي گويد تو را هرگز نمي بخشم

 شهرت مانند آب شوریست که عطش را بیش تر می کند." ژان پل سارتر

 دوست داشتن خيلي بهتر از عشق است. من هيچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترين قله هاي عشق پايين نمي آورم(دكتر علي شريعتي)

 

بزرگترين حادثه:تولد........بزرگترين ثروت:جواني...........بزرگترين خاطره:اشنايي..........بزرگترين تجربه:عشق.............بزرگترين ارزو:وصال...............بزرگترين نعمت:خوشبختي.....................بزرگترين غم بي وفايي................بزرگترين درد جدايي................بزرگترين اندوه :مرگ.............بزرگترين بلا :نااميدي سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي

 

 وين داير: اين شماييد که به مردم مي آموزيد که چگونه با شما رفتار کنند

مارکز: هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند نگذران

+ نوشته شده توسط me در 86/04/24 و ساعت 17:48 |
 يه ستاره 5 انتها داره يه مربع 4 انتها داره يه مثلث 3 انتها داره يه خط 2 انتها داره ، دلم ميخواد دوستي من و تو مثل دايره باشه که هيچ انتهايي نداشته باشه

 

 گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

 يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

 

 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن اي كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 

 از عشق پرسيدم نام ديگر تو چيست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزي که بر باد مي رود

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

 خنديدم ، خنديد ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گريه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

+ نوشته شده توسط me در 86/04/23 و ساعت 21:44 |
 بزرگترين درس زندگي اينست که گاهي احمق‌ها، درست ميگويند. (چرچيل) يک پرنده کوچک که زير برگ‌ها نغمه سرايي ميکند براي اثبات خدا کافي است. (ويکتور هوگو) عد‌ه‌اي دائم غرغر ميکنند که گل سرخ،خار دارد. ما بايد شاد باشيم که خارها گل دارند. (آلفونس کار) بيشتر کساني موفق شده‌اند که کمتر تعريف شنيده‌اند. (زولا) دو چيز براي موفقيت وجود دارد: هوش و استفاده از ناداني ديگران. (لابروير )

 

آخر از عشق تو ساكن كليسا ميشوم . ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم . آنقدر بر كشتي عشقت نشينم همچو نوح . يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم

 

 در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند هر چقدر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

 

 اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت

 

 آبي تر از آنيم كه بيرنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

 مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم

 

من در اين کلبه خوشم تو در ان اوج که هستي خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستي خوش باش

+ نوشته شده توسط me در 86/04/21 و ساعت 22:13 |
خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو

 هميشه وقتي که گريه مي کني اوني که ارومت مي کنه دوستت داره اما اوني که با تو داره گريه مي کنه عاشقته

 عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره

 

+ نوشته شده توسط me در 86/04/18 و ساعت 17:29 |
 همه گفتند : او نمي داند عشق چيست . ومن گفتم من به او ياد خواهم داد . همه خنديدن و رفتند. ومن تنها ماندم با تو اي شاگرد رويايم .من آموختم خط به خط حتي مو به مو به تو آ هنگ دوستي را وتو نياموختي الفباي عاشقي را . حالا ديگه ميدانم همه راست مي گفتند . همه راست مي گفتند.

 

ايمان به فرمايش حضرت علي(ع) يعني اعتقاد قلبي، اقرار به زبان و عمل به جوارح.

خود را اسیر دست غم نکنیم .... امید همیشه هست تا اخرین لحظه نفس کشیدنمان .... همه چیز ناگهان آغاز می شود آنگاه که تاریکی همه جا سایه می افکند ناگهان معجزه اتفاق می افتد.
رسالت ما صبر و توکل است ...امید و تلاش ....
اینگونه است که ما همیشه برنده ایم ...

دلی که از بی کسی غمگین است

 

                             هر کسی را می تواند تحمل کند

 

 

+ نوشته شده توسط me در 86/04/17 و ساعت 17:52 |
 این نتیجه ی دوست داشتنو مرگه کسیه که دوسش داری .. .. می دونم عاقبت منم همینه.. البته من دوست دارمو کسی دوسم نداره من می میرمو کسی سر قبرم نمی یاد .. زندگی بدون عشق مرگ است پس مرگ بر این زندگی. .!!
+ نوشته شده توسط me در 86/04/13 و ساعت 10:30 |
 به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم موندو همدم و مونسم شد

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 بر خاک بخواب نازنين،تختی نيست. آواره شدن ,حکايت سختی نيست. از پاکی اشکهای خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختی نيست

+ نوشته شده توسط me در 86/04/10 و ساعت 14:52 |
 اگر ميدانستي كه چه طعمي دارد خنجر از دست عزيزان خوردن.از من خسته نمي پرسيدي كه چرا تنهايی؟

 ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

محبت مثل سكه مي مونه كه اگه بيفته تو قلك دل نمي شه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد دل بشكني

+ نوشته شده توسط me در 86/04/08 و ساعت 18:25 |
اینو امروز یه جا خواندم متاسفانه وقتی فکر کردم دیدم درست میگه ! : براي لذت بردن از زندگي ، كافيه كمي احمق باشي . شكسپير...
+ نوشته شده توسط me در 86/04/07 و ساعت 19:18 |
 عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است

 زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

عشق يعني دگرخواهي به جاي خود خواهي. يعني سوختن و خنديدن و دم بر نياودند

 تو باراني من باران پرستم / تو دريايي من امواج پرستم / اگر روزي بپرسي باز گويم : تو من هستي و من نقش تو هستم

 هميشه به ياد داشته باش در ارتفاعي خاص از زمين ديگر ابري وجود ندارد اگر آسمان زندگيت ابري ست به اين دليل است كه روحت به اندازه كافي اوج نگرفته است

همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای

 عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

 براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند

 بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

زندگي کوچه اي ست تاريک و تنگ هردم از اين کوچه عابري مي گذرد..تک نشاني که زعابر مي ماند ياد اوست و صداي اوست و..رد پاي اوست

 عاشقان را خوشدلي تقدير نيست با چنين تقدير بد تدبير نيست از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم كم شدم آخر آتش زد دل ديوانه را سوخت بي پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتي خوش گذر بعد از اين حتي تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بيرون كن ز سر ديشب از كف رفت فردا را نگر آخر اين يك بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل نبند

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذر

اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم ولي اشك نياموخت چگونه زندگي كنم تو به من آموختي چگونه دوستت بدارم ولي نياموختي چگونه فراموشت كنم

  عاشق كسي باش كه لايق عشقت باشد نه تشنه عشقت . چون تشنه يه روز سيراب مي شه

 

+ نوشته شده توسط me در 86/04/02 و ساعت 17:54 |
رمز عاشق بودن انسانها 3 چيز بيش نيست: ساده بودن، ساده ديدن، ساده پذيرفتن، پس ساده ميگويم، ساده بين و ساده بپذير که دوستت دارم
+ نوشته شده توسط me در 86/04/02 و ساعت 9:9 |


Powered By
BLOGFA.COM