تبليغاتX
تنهایی
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

 براي شكستن من يه اخم كافيه ... نيازي به فريادت نيست واسه اشك ريختنم سكوت تو كافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت كافيه ... نيازي به انجامش نيست

 تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ....تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغی در ان نيست....تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم.....تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...تنهايي رو دوست دارم زيرا...در كلبه تنهايي هايم در انتظارخواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

+ نوشته شده توسط me در 86/05/26 و ساعت 12:16 |
 اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

 

 داروها ودوستیها هردومشکلات را حل میکند تنهاتفاوتشان دراین است که دوستی هیچ وقت تاریخ انقضا ،بهاواندازه ندارد " ارنست همینگوی

 

 tanha baraye kasi bekhand ke midani agar rafti baraye to gerye mikonad

 

هر وقت خواستي بدوني كسي دوست داره تو چشاش زل بزن تا عشقو تو چشاش ببيني...اگه نگات كرد عاشقته...اگه خجالت كشيد برات ميميره...اگه سرشو انداخت پائين و يه لحظه رفت تو فكر بدون كه بدون تو ميميره.......ميدونم الان رفتي تو فكر زندگي اجبار است...مرگ انتظار است...عشق يک بار است...فکر تو تکرار است...جدائي دشوار است...کاش گناهي کنم که مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد

 

ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي من

+ نوشته شده توسط me در 86/05/26 و ساعت 12:11 |
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو گريه کردن تا سحر کار من است. شاهد من چشم بيمار من است . فکر کردم که او يار من است. نه! فقط در فکر آزار من است. نيتش از عشق تنها خواهش است ”دوستت دارم“ دروغي فاحش است. يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت. بغض تلخي در گلويم کرد و رفت. پايبند جستجويم کرد و رفت. عاقبت بي آبرويم کرد و رفت. اين دل ديوانه آخر جاي کيست مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظارت بماند
+ نوشته شده توسط me در 86/05/21 و ساعت 11:19 |
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو گريه کردن تا سحر کار من است. شاهد من چشم بيمار من است . فکر کردم که او يار من است. نه! فقط در فکر آزار من است. نيتش از عشق تنها خواهش است ”دوستت دارم“ دروغي فاحش است. يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت. بغض تلخي در گلويم کرد و رفت. پايبند جستجويم کرد و رفت. عاقبت بي آبرويم کرد و رفت. اين دل ديوانه آخر جاي کيست مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظارت بماند
+ نوشته شده توسط me در 86/05/21 و ساعت 11:19 |
میگن خدا ابر ها را به گریه می اندازه که گلها بخندند پس هر وقت گریه کردم ناراحت نیستم چون می دونم تو داری می خندی

 

براش بنویس دوستت دارم آخه میدونی.آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفها شونو از یاد میبرن ولی یه نوشته ، به این سادگیها پاک شدنی نیست.اگرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره...ولی بنویس

 به 3 چيز اعتماد نكن: دل، زمان و عمر...دل رنگ پذيره،زمان در تغييره،عمر در تقديره

 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم

 

همان قدر که ستاره هست اگر ماه بود , باز هم اين آسمان بدون تو سياه بود

 

 

 

+ نوشته شده توسط me در 86/05/17 و ساعت 21:26 |
 مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم.

 اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت راهمیشه روی لب دارم

 

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود! احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد! ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد! دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود! رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف! زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال! عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد

 

 

+ نوشته شده توسط me در 86/05/15 و ساعت 20:50 |
براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت!!! تا مبادا دلش بشكنه

 

 

بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم

 

+ نوشته شده توسط me در 86/05/11 و ساعت 20:42 |
کساني که مشغول دفن من هستيد مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همه بدانند که سياه بخت بودم چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بفهمند که چشم انتظار بودم ، دستانم را باز بگذاريد تا همگان ببينند که من از اين دنيا چيزي نبرده ام ،تکه يخي روي سينه ام بگذاريد تا به جاي مادرم برايم گريه کند نامه ي عشقم را بر روي مزارم حک کنيد تا بفهمند که دوستش داشتم
 
فقط كسي معني دلتنگي رو درك مي كنه كه طعم وابستگي رو چشيده باشه
 
 
درگذرگاه زمان عشق ها ميميرند.رنگهارنگ ديگر ميگيرند وفقط خاطرهاست چه شيرين وچه تلخ ميمانند
 
 
جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند
 
 آنچه هستي هديه خداوند است به تو و آنچه مي شوي هديه توست به خدا پس بي نظير باش
 
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمیرم
 
 
+ نوشته شده توسط me در 86/05/08 و ساعت 18:57 |
 گریه هایم بی صداست ................ عشق من بی انتهاست ................. رد پای اشکهایم را بگیر ............. تا بدانی خانه عاشق کجاست

 

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره

 

 

+ نوشته شده توسط me در 86/05/07 و ساعت 15:49 |


Powered By
BLOGFA.COM