غم آمد كه نامهرباني كند براي دلم نوحهخواني كند تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند و ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند خلاصه بگويم نميبخشمش مگر عشق پادرمياني كند .
وقتی آدم خاطره هاش زیاد میشه دیوارهای اتاقش پراز عکس میشه اما دلت همیشه برای اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو رو دیوار بذاری!
عشق یعنی: چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست...؛ و چون برف، ذوب شدن بر غم های دوست
چه کس می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟پیله ات را بگشا ....تو به اندازه یک پروانه زیبایی
با خیلی زنها میتوان خوابید ولی تعداد كمی از زنها هستند كه میتوان با آنها بیدار ماند.( برتراند راسل)
همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را ندیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند
فریاد من از داغ توست بیهوده خاموشم نکن/حالا که یادت میکنم دیگر فراموشم نکن
این متن تقدیم به زیبا ترین شقایق دنیا . دوستت دارم نه به این خاطر که دوستم بداری بلکه به اون خاطر که لایق دوست داشتنی
نمى دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جورى همدیگر را می شناسند ونمی دونم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه منو نمی شناسى!
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند."جبران خلیل جبران"
غربت را نبايد در شهری غريب يا در گم شدن لحظه آشنا جستجو کرد. هرگاه عزيزت نگاهش را به ديگری تعارف کرد،آنگاه تو غريبی
زندگي يک بازي درد آور است زندگي يک اول بي آخر است زندگي کرديم اما باختيم کاخ خود را روي دريا ساختيم لمس بايد کرد اين اندوه را بر کمر بايد کشيد اين کوه را زندگي را با همين غمها خوش است با همين بيش و همين کمها خوش است باختيم و هيچ شاکي نيستيم بر زمين خورديم و خاکي نيستيم
عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من شروع کردم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن
