تبليغاتX
تنهایی

سوال : عشق چیه؟ جواب : عشق یعنی وقتی که یه نفر قلب تورو میشکنه و حیرت انگیزه که تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری

 

 خیال کردم اگه یه روز نباشم می تونم یه کمی ازت جدا شم همه گفتن هنوز چشم انتظاری میگفتن تفلکی یاری نداری گمون کردم اگه باهات نباشم می تونم یه کمی سر به هوا شم خدا ما رو برای هم نمیخواست فقط میخواست همو فهمیده باشیم بدونیم نیمه ی ما ماله ما نیست فقط خواست نیممونو دیده باشیم تمومه لحظه های این تبه تلخ خدا از حسرته ما با خبر بود خودش ما رو برای هم نمیخواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود چه سخته ماله هم باشیمو بی هم بیبینم میریو میبینی میرم تو وقتی هستی اما دوری از من همیشه زنده باش

 

 تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران راترجمه کند . شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باش

  

وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که می خواستید نرسیدید ، محکم باشید و خوشحال.... خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست

 

 چه بسیارند کسانی که به هنگام غروب ، از غصه ناپدید شدن آفتاب چنان می گریند که ریزش اشک ها مانع از دیدن ستارگان می شود

 

 دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟

 

 میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟

 

 هیچ وقت به کسی دل نبند... چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش دوتا دل باهم جا نمی شوند... ولی اگه دل بستی ازش جدا نشو چون دنیااونقدربزرگه که دیگه پیداش نمی کنی

  

به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست . . .

 

 فراموش نکن قطاري که ار ريل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد ولي راه به جائي نخواهد برد

 

 دوست داشتن بهترين شکل مالکيت و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن است . . .

+ نوشته شده توسط me در 88/08/16 و ساعت 21:51 |

روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!

+ نوشته شده توسط me در 88/08/01 و ساعت 14:57 |


Powered By
BLOGFA.COM